امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

خاطرات دخترعزیزم آیداوکوچولوی دوست داشتنی امیرمحمد

تقدیم به حضرت علی اصغر(ع)

1392/5/5 19:07
نویسنده : مامان محدثه
82 بازدید
اشتراک گذاری

برای قطره آبی نفس نفس می زد...

دل حسین (ع)برایش دل کبوتر شد

اگر چه رحم ندارید کوفیان گویا

نظر کنید بر این غنچه ای که پرپر شد

کسی نبود که آبی بیاورد آنجا

نگاه آیه ی کوثر بدون یاور شد

گرفت حرمله تیری سه شعبه را در دست

نشاند بر رگ طفل و لبش کمی تر شد

حسین (ع) خون علی را به آسمان پاشید

از آن گلاب بهشتی هوا معطر شد

نگاه پر غم مولا کرانه را پر کرد

هزار شعله زد از غم ،و خون شناور شد

میان آتش و خون بغض آسمان ترکید

افق برای همیشه شبیه ساغر شد

حسین صورت فرزند تشنه را بوسید

دو بال پر زدنش سوی حق،سبکتر شد

کبوترانه به بالین کبریا می رفت

گلی که حنجره ی او،نصیب خنجر شد

شبیه حیدر کرار،رستگاری را

چشید ولایق نام علی اصغر شد(نژادهاشمی)


 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)